محمد مفيد مستوفى بافقى

399

جامع مفيدى ( فارسى )

[ 301 ب ] به نادانان چنان روزى رساند * كه صد دانا درو حيران بمانند العبد نور الدين محمد كجويى ظرفا و ندما كه بدين معنى اطلاع يافتند اين بيت را ورد زبان ساخته پيوسته با آن عزيز « دهان خوانى » مىكردند و چون عمر عزيزش قريب به هشتاد رسيد از صحبت دوستان ملول گشته در سنهء ثمان و سبعين و الف هجريه هجرت نموده در زاويهء عدم منزوى گرديد . محل سكنى آن‌جناب در دار فانى در « محلهء شيخ داد » بود و مدفنش در جوار سيد مير اشرف حوالى بقعهء رفيعهء سلطان مشايخ شيخ تقى الدين دادا محمد عليه التحية و الغفران اتفاق افتاد ، مصرع : روح پاكش در جهان پرنور باد . [ مولانا افضل ] و ديگرى فضيلت و كمالات دستگاه مولانا افضل محرر محكمهء عليه دار القضاء يزد است كه در انواع فضايل و كمالات درجهء عليا دارد و اكثر خطوط در غايت جودت بر صحيفهء تحرير مىآورد ، شعر : مشام دهر معطر شود گهى كه كند * بياض صفحهء كافور را به مشك‌افشان خطوط با صفايش مانند سبزهء گلزار جهان و قطعات دلگشايش زينت صفحات زمان ، منشيان شيرين‌زبان [ 302 الف ] به بدايت مراتب كمال او نرسند و نظر دقيق هنروران صاحب عرفان به دقايق ارقام كلك معجز نظامش راه نيابند . قريب به مدت سى سالست كه آن عزيز در محكمهء دار القضاء يزد به امر تحرير اشتغال دارد . در اين مدت احدى سخن بلند و ركيك ازو نشنيده و به ناخن بىحرمتى رخسار اعتبار احدى نخراشيده ، بلكه در نهايت خلق و شكفتگى و كم‌طبعى در فيصل مهمات مسلمين و مسلمات همت مىگمارد . وقتى كه گوش به حرف شخصى مىدارد كميت واسطىنژاد قلم را در عرصهء ميدان عرض ديگرى جولان داده و يكى را به تحرير و